
ایجاد و حفظ یک ارتباط قوی میان شما و فرزندانتان نیاز به تلاش و تمرکز دارد. ولی این تلاش به نفع شما بوده و ارزش زیادی دارد. وقتی کودکان با والدین به شکلی رضایتبخش مرتبط میشوند، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکنند، رفتار بهتری دارند، بیشتر همکاری میکنند و به طور کلی خوشحالترند.
ما همه در دنیایی شلوغ زندگی میکنیم و گاهی خیلی سخت است که زمانی را برای بازی با بچهها اختصاص دهیم در حالی که شام باید آماده شود، ظرفها باید شسته شوند، ایمیل پراز نامههای جواب نگرفته است، تلفنهای کاری پشت سر هم زنگ میزنند و لباسها نیاز به شستن دارند!
مرتبط شدن زمان زیادی نیاز ندارد. کارهای بسیار کوچکی هستند که میتوانیم در طول روز و شب انجام دهیم تا حلقه ارتباطیمان با فرزندانمان محکمتر شود.
- یک سلام صبحگاهی با نشاط داشته باشید. بیشتر از “هی! پاشو! زود باش!” سعی کنید سلام صبحگاهی ویژه برای هریک از فرزندانتان داشته باشید؛ مثل: “خورشیدم طلوع کن!” یا “عروسکم صبح بهخیر! خوشحالم که امروز صبح میبینمت.” این تغییر کوچک در سلام صبح، میتواند تمام روز را تحت تاثیر خود قرار دهد.
- قبل صبحانه از نشانهای برای نشان دادن عشقتان به او استفاده کنید. یک بغل گرم، بوسهای روی گونه، نوازشی روی موها، …. چند ثانیه کوتاه وقت بگذارید تا به فرزندتان مهربانی خود را نشان دهید؛ چرا که ثانیههایی کوچک، عشقهایی بزرگ میآفرینند.
- یک کار کوچک ولی خاص در کنار صبحانه انجام دهید؛ مثل یک یادداشت کوچک کنار فنجان چای یا ساختن یک لبخند با شکلات روی نان.
- قبل از صبحانه، توجه فرزندتان را به چند کار خوبی که انجام داده، جلب کنید و آنها را بلند بگویید: “امروز کیفت را چهقدر خوب آماده کردهای.” یا “ممنونم که رختخواب خود را امروز مرتب کردی. خیلی به من کمک کرد.”
- یک جور دست دادن یا علامتی با دست بین خودتان به شکل سرّی بسازید که فقط خودتان دو نفر از آن باخبر باشید.
- قبل اینکه از در بیرون بروند، برایشان دعا کنید.
- هرگز آنها را بدون در آغوش گرفتن ترک نکنید.
- یادداشتی در ظرف غذایش بگذارید که میگوید:”خیلی خوشحالم که تو را دارم.”
- اگر فرزندتان تلفن همراه دارد، برایش پیامی بفرستید که در آن نوشته باشید:” به تو فکر میکنم و لبخند میزنم.”
- یکی از کارهای مشکلش را برایش انجام دهید.
- بدون اینکه خودش خواسته باشد، برایش میوه یا نوشیدنی ببرید.
- وقتی که از کنارش رد می شوید، درباره کاری که درحال انجام آن است، چیزی بگویید:” داری اون سطح را هم رد میکنی؟” یا “تکالیف در چه حالیه؟ خیلی مشغولی.”
- همیشه با لبخند به او سلام کنید نه با پرسش: “عزیزم خوشحالم که برگشتی!”
- تختش را مرتب کنید و بالای آن یادداشتی بگذارید:” انجام شد با عشق! از طرف مامان.”
- ده دقیقه کارتان را رها کنید و به او بگویید:”کاری را که انجام میدادم ، متوقف کردم و میخواهم ده دقیقه تمام توجهام را به تو بدهم، چون دوستت دارم. چه کاری دوست داری در این ده دقیقه انجام دهیم؟”
- بادکنکها را باد کنید و کف اتاق را با آنها بپوشانید، رویش بنویسید:” چون زیرا … “
- به او پیشنهاد کنید تا پشتش، پاهایش یا شانههایش را برای دقایقی ماساژ دهید.
- یک گفتوگوی با حال برای وقت غذا در نظر بگیرید، مثل یک فیلم جدید، برنامهریزی برای تعطیلات یا یک کتاب خوب؛ تا از سکوت آزارنده و شانه بالا انداختن بعد از سوال “امروز چطور بود؟” دوری کنید.
- در حالی که غذا در آشپزخانه مشغول پختن است، آهنگی با صدای بلند پخش کنید و برای ده دقیقه در آشپزخانه با هم برقصید.
- یک زمان چای بعد از مدرسه یا بعدازظهر با هم بگذارید. فنجانهای کوچک خوشگل چای با نعلبکی بگذارید و دقایقی را با هم به گپ متمدنانه بگذرانید. چای دوست ندارید؟ در فنجانها آب بریزید. آنها احتمالاً فکر میکنند این هم یک جور بازی است.
- الان زمان یک عبارت مثبت دیگر است. به چیزهایی خوب در فرزندتان توجه کرده و قبل از اینکه غذا تمام شود، دربارهی آنها بلند حرف بزنید.
- یکی از وظایفش را همراهش انجام دهید. به خاطر بیاورید که کوتولهها در سفیدبرفی کارهایشان را چگونه انجام میدادند؟ آنها آواز میخواندند و میخندیدند و در حال انجام کار، اوقات خوشی را داشتند. سعی کنید این کار را انجام دهید، اما مانند آنها بشقابها را به اطراف پرت نکنید، مگر این که حالتان خوبِ خوب باشد.
- یک تجربهی علمی – سرگرمی سریع را با هم انجام دهید. مخلوط کوکاکولا و شوکومارس یا سرکه با جوششیرین؛ که ارزان، ساده و مفرح هستند.
- ساعتهای تکلیف منزل را با موسیقیهای ملایم و کیکهای تازه درآمده از فِر بازسازی کنید. این کارها از کوشش فرزندانتان قدردانی کرده و فضا را تغییر میدهند.
- بخشی از یک رمان کلاسیک را بلند بخوانید.
- آنها را به دنیای خودتان دعوت کنید تا چیزهای تازهای را دربارهی شما یاد بگیرند. برای آنها از کتابی که درحال خواندن آن هستید تعریف کرده؛ یا آنها را تشویق کنید با شما یوگا کار کنند.
- بعد از غذا با هم قدم بزنید.
- با هم یک دور بازی کارتی انجام دهید. یک دور معمولاً خیلی طول نمیکشد ولی به هرکدام زمان کافی برای جمع کردن امتیاز و گرهگشایی را میدهد.
- یادداشتهای محبتآمیز را همه جای خانه بگذارید: آینه دستشویی، کمد اتاق خواب، روی بالش، زیر کفشهایشان.
- اگر فرزندانتان کوچک هستند، با آنها 10 تا 15 دقیقه روی زمین بدون وقفه بازی کنید. اگر فرزندانتان بزرگترند، به آنها در درست کردن لگو یا بازی مورد علاقه آنها برای چند دقیقه ملحق شوید.
- از آنها سوالات خاصتری بیشتر از “روزت چطور بود؟” بپرسید. مثل :”یکی از چیزهایی که امروز یاد گرفتی برایم میگویی؟” یا “برایم یکی از چیزهایی را که امروز دوست داشتی، تعریف میکنی؟”
- یک چراغ قوه بردارید و با او زیر پتو بروید، تا برایش قصه بگویید.
- زمان حمام را با چیزهایی کوچک خاص کنید؛ مثل رنگ انگشتی، تعداد زیادی حبابهای صابونی، یا یک اسباببازی تازهی حمام؛ و به جای اینکه مثل همیشه با عجله کارهایتان را تمام کنید، زمان کوتاهی را با آنها بازی کنید.
- پنج دقیقه با هم چشم در چشم بمانید و نخندید؛ ولی هرکدام اداهای مسخره درآورده یا جوک بگوید یا صداهای خنده دار درآورید تا دیگری را بخندانید.
- به دعوت برای بازی که معمولاً آن را رد میکردید، پاسخ مثبت دهید.
- با سوال:”بازی مورد علاقهات چیست؟” با او بازی دوستداشتنیاش را بازی کنید. احتمالاً در این بازی چیزهای جدیدی دربارهی یکدیگر یاد خواهید گرفت.
- برای آنها داستانهایی از کودکیتان بگویید.
- دربارهی تاریخچهی خانوادگیتان با آنها گفتوگو کنید. اگر خیلی دربارهی قوموخویش خود نمیدانید، دربارهاش با هم جستوجو کنید.
- آنها را مثل وقتی که خیلی بچه بودند، در دامن خود گرفته و تابشان دهید. حتی اگر دست و پاهایشان خیلی بزرگتر شده باشد.
- با هم کُشتی بگیرید.
- به او یک اسبسواری خیالی روی پشتتان تا تختخوابش یا به طرف حمام بدهید.
- “زمان ویژهای” را برای هر کودک هنگام خوابش بگذرانید. پایین تختش بنشینید یا کنارش دراز بکشید و فقط به چیزهایی که او میگوید گوش دهید. اگر چیزی نمیگویند، فقط آنها را در آغوش بگیرید.
- هر شب شام را با یک دعای خاص یا یک آرزو برای آنها شروع کنید.
- همیشه برای شب خوش گفتن آنها را ببوسید.

