-
پدرها اعتمادبهنفس را در دختران خویش شکل میدهند.
پدرها نقش کلیدی در رشد روانی دخترانشان از لحظهی تولد دارند. بین پدری که دخترش را عاشقانه دوست دارد با پدری که در زندگی دخترش غایب است، تفاوتی عظیم در چگونگی رشد کودک ایجاد میکند.
وقتی پدرها حضور ندارند، دختران به شیوههای منفی زیادی، چه روانی و چه عاطفی، تحتتأثیر قرار میگیرند. زمانی که پدرها هستند و به دخترانشان عشق میدهند؛ احساس قوی ارزش خود و اعتمادبهنفس در توانمندی دختران شکل میگیرد. برای رشد اعتمادبهنفس مثبت در دختران، رابطهی عاطفی سالم پدر – دختری بسیار مهم است.
-
پدرها در تصویر ذهنی دختران از خود، تأثیر میگذارند.

تصویر ذهنی یک زن از خودش، اگر مهمتر از اعتمادبهنفس در او نباشد؛ کمتر از آن نیست. تصویر بدنی ما از خود، آن چیزی است که دیگران ما را به شکل فیزیکی می بینند و در بیشتر اوقات هم البته، تحمل تجسم خود توسط دیگران دشوار است.
پدرانی که به دختران و همسرانشان عشق بدون شرطی را نشان میدهند، تصویر ذهنی مثبتی در دخترانشان ایجاد میکنند که برای تمام عمر با آنها باقی میماند.
پدرانی که دختران یا همسرانشان را به شیوهای منفی سرزنش میکنند، در روان دختر تأثیری منفی به جا میگذارند. به دنبال آن، تصویر ذهنی منفی در دختر پدید میآید و حتی میتواند منجر به اختلال خوردن در کودکی شود.
اگر پدر نشانههای کلامی یا غیرکلامی مبنی بر تعریف از آنچه که در زنان به چشم میآید، داشته باشد؛ میتواند در ایجاد تصویر ذهنی منفی در دخترش کمک کند. این حالت میتواند از طریق اظهارنظرهای مبنی بر خجالت کشیدن از بدن، تماشای تلویزیون با مهم جلوه دادن آنچه از زنان به نمایش درمیآید، روشی که پدر در مورد تصویر بدنی آنان گفتوگو میکند یا میبیند، هم به وجود آید.
-
رابطهی پدر – دختری با تواناییهای تحصیلی هم مرتبط است.
مطالعههای اخیر نشان دادهاند که رابطهی قوی پدر و دختر، نه تنها در شکلدهی اعتمادبهنفس، تصویر ذهنی، روابط دوستی و ویژگیهای رفتاری دختران نقش دارد؛ بلکه حتی در توانمندی او برای انجام خوب تکالیف تحصیلی هم نقش دارد.
اگر چه پژوهشها در صدد یافتن چرایی این اتفاق هستند؛ ولی زنانی که روابط سالم بیشتری با پدرانشان داشتند، نسبت به زنانی که هیچ رابطهای با پدرشان نداشته یا رابطهشان با پدر، به شیوهای سالم نبوده است؛ در مدرسه و امتحانها بهتر عمل کردهاند.
-
یک پدر به دخترش در ایجاد ویژگیهای رفتاری کمک میکند.
پیش از این علم روانشناسی، تأکید زیادی بر رابطهی بین مادر و کودک داشت؛ اما تحقیقات اخیر نشان دادهاند که پدر حتی نفوذ بیشتری از مادر، در ایجاد ویژگیهای رفتاری کودکان دارد.
پدرانی که عشقشان را به دخترشان نشان میدهند و آنها را میپذیرند؛ در ایجاد احساس مثبت از خویش در آنها مؤثر هستند. از طرف دیگر پدران سهل انگار، برای دخترانشان مسیری تاریک از افسردگی، سوءاستفاده و مشکلات روانشناختی به بار میآورند.
-
پدران در ایجاد ویژگیهای اجتماعی در دخترانشان نقش دارند.
معمولاً رابطهی عاطفی پدر و پسر برای پدران، طبیعیتر از رابطهی عاطفی پدر و دختر است؛ به ویژه زمانی که دختر بزرگتر میشود. متأسفانه فقدان رابطه بین پدر و دختر، میتواند روی تعاملات اجتماعی دختر با دیگران اثر بگذارد.
مطالعات نشان میدهد دخترانی که با پدرانشان به شیوهای طبیعی و مثبت مرتبط میشوند؛ در زندگی هم با مردان و هم زنان، بهتر رابطه برقرار میکنند.
از همان زمانی که تمام زندگی کودک به تصور میآید؛ سطح و کیفیت ارتباط بین دختر و پدر، نقشی بزرگ در توانایی او برای ابراز احساسهایش، عواطفش و افکارش ایفا میکند.
-
پدرها به دختران خود نشان میدهند که چگونه باید با زنان رفتار شود.
اگرچه مادران نقش حیاتی در زندگی دختران خود دارند، بسیاری از زنان چیزهایی را که در زندگی یاد گرفتهاند، از پدران خود آموختهاند. از سنین کودکی، دخترها رفتارهایی را که پدرانشان به آن وسیله، با زنان و به ویژه با مادرشان برخورد میکنند، گردآوری میکنند.
پدران بدزبان (چه کلامی و چه غیرکلامی)، سهلانگار و آسیبزننده به همسران خود، ناخودآگاه به دختران خود یاد میدهند که زنان شایستهی چنین رفتاری هستند. بیشتر زنانی که در روابط خود مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند، بعدها گزارش دادهاند که در کودکی مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند؛ حتی به صورت جزئی.
پدرانی که عشق خود را به زنان و دخترانشان نشان میدهند؛ به دخترشان میآموزند که زنان شایستهی رفتار محترمانه همراه با عشق و اهمیت و توجه در زندگی هستند.
-
یک پدر میتواند به ایجاد استواری در دخترش کمک کند.
شیوهی پدری «جادویی»، که فرزندپروی مقتدرانه هم نامیده میشود، با رشد استواری در دختران مرتبط است. این سبک فرزندپروری، که همراه با عشق و گرماست، بر قوانین و مسئولیتپذیری هم تأکید میکند.
پدرانی بیشتر مؤثر هستند که به فرزندانشان گوش میدهند؛ روابط نزدیک با آنها دارند، قوانین مناسب میگذارند و همینطور آزادیهای مناسب هم میبخشند.
-
پدرها کمک میکنند تا روابط عاشقانه در آیندهی دخترانشان شکل بگیرد.
مطالعات علمی ثابت کرده است که زندگی زنان در مراحل اولیهی کودکی، میتواند آیندهی آنان را به شکل ادراک هوشیار و ناخودآگاه از اطرافیانشان مثلاً والدین شکل دهد. یک دختر از سنین کودکی با تماشای رفتار، خصوصیات و عملکرد پدرش یاد میگیرد چه انتظاری از یک رابطهی عاشقانه در آینده داشته باشد.
ثابت شده است که هرچه رابطهی دختر با پدرش سالمتر باشد؛ او در آینده راحتتر میتواند یک همسر عاشق و پراز توجه بیابد.
-
پدرها همچنین به ایجاد روابط دوستانهی دخترانشان هم کمک میکنند.
پژوهشهای علمی نشان میدهند که پدرها از سنین کودکی دختران تبدیل به استانداردی برای آنها میشوند تا مردان دیگر را، چه در روابط عاشقانه و چه روابط دیگر، ارزیابی کنند. پدر بودن یعنی نمونه و استانداردی برای دختر تا با آن، مردان دیگر را ببیند و بداند چگونه با آنها لازم است رفتار کند.
پدری که در زندگی، عشقش را به زنش نشان میدهد و مراقب و دلسوز است؛ به دخترش کمک میکند تا از روابط ناسالم با دیگر مردان در سنین بزرگسالی بپرهیزد.
-
پدرها چه دوست داشته باشند و چه نه؛ برای دخترانشان یک الگو هستند.
دخترها انتخاب نمیکنند که به دنیا بیایند، ولی والدین انتخاب میکنند که بچهدار شوند. این یک تفاوت مهم و عامل کلیدی برای این موضوع است که چرا رابطهی سالم پدر و دختری، این اندازه اهمیت دارد. قرار است پدرها، الگویی نمونه برای دخترانشان در زندگی باشند.
مطالعات نشان داده است دخترانی که رابطهی سالمی با پدرانشان ندارند،در مقایسه با دخترانی که رابطهی عاطفی قوی با پدرانشان دارند؛ بیشتر تمایل به نشان دادن رفتارهای پرخاشگرانه و پرخطر، ضعف تحصیلی، روابط ناسالم با دیگران و حتی مشکلات روانشناختی دارند.
دخترانی که در رابطه با پدر مورد بیتوجهی، طردشدگی یا سوءاستفاده قرار گرفتهاند؛ اغلب احساس افسردگی، طردشدگی یا عدم پذیرش دارند. آنها در بیشتر موارد خود را به دلیل فقدان یک رابطهی مؤثر با پدر، یک بازنده میبینند.
نویسنده : Kathleen Odenthal
ترجمه : فاطمه عباسی سیر
منبع : https://holidappy.com/holidays/10-Reasons-Fathers-are-so-Important-to-their-Daughters


