کنجکاویات را درگیر کن!
انجام کارهای غیرممکن، نوعی تفریح محسوب میشود.
والت دیزنی
آیا آدمها در زندگی شما تابهحال به شکلهایی پاسخ دادهاند که شما را مبهوت کرده باشند؟ در چنین موقعیتهایی ممکن است فکر کنیم:” چرا این کار را میکند؟ کاملاً پس رفته است. باید کلافه شده یا آسیب دیده یا دیوانه شده باشد.” معمولاً تمایل داریم از آنچه که حدس میزنیم پشت واکنش فرد دیگر است، داستانی بسازیم.
ما انرژی زیادی صرف میکنیم برای گیج شدن در این مورد که فرد دیگر چه فکری میکند، او را سرزنش میکنیم، و
حسهای غم، رنج، خشم و کلافگی داریم. من آدمهایی را دیدهام که سالها با درد زندگی کردهاند چون نخواستهاند یک لحظه سوالی برای وضوح بپرسند. فرآیند جدیدی را پیشنهاد میکنم.
با سوال از فرد دیگر، کنجکاوی خود را درگیر چیزی کنید که درونش جریان دارد. مثلاً:”میدونی وقتی تو خشمت را الان ابراز کردی، من تعجب کردم. چون فکر کردم هفتهی گذشته با هم برای خرید هوندا توافق کردیم. بنابراین وضوح میخواهم. آیا تو دریافت متفاوتتری داشتی که باعث شد فکرت بابت این خرید تغییر کند؟”
توجه کنید که این عبارت سرزنشی را روی طرف دیگر قرار نمیدهد. فقط به سادگی گیجی شما را اعلام کرده و تمایلتان را برای اطلاعات بیشتر نشان میدهد. معمولاً لحظهای که ما اطلاعات بیشتری را درخواست میکنیم، آن را خواهیم گرفت. این کار واقعاً ساده است.
میتوانیم گیج باشیم که چه چیزی درون فرد دیگر جریان دارد، برایش داستان خودمان را بسازیم یا با سوال کردن به خودمان اطلاعات بیشتری بدهیم.
- امروز کنجکاوی خود را درگیر کنید و از حداقل یک نفر بپرسید که درونش چه چیزی جریان دارد، به جای آنکه گیج و سردرگم شوید.