
هفت عادت خانوادههای شاد
از آنجایی که من با هزاران خانواده در طول سالها مصاحبه و کار کردهام، عادتهای کوچکی را دیدهام که والدین تمرین میکنند تا خانوادههایی شاد بسازند. و این عادتها به شکل حیرتآوری قوی هستند.
در این مقاله من این عادتها را با شما در میان گذاشتهام و به همراه قانون و چگونگی انجام عملی آن، یک انگیزه برای تامل شما ارائه کردهام.
-
پیشفرض مثبت
قانون: کودکان شما واقعاً سعی ندارند زندگی شما را تباه کنند. آنها با مهارتها و منابع محدودشان، سعی میکنند بهترین تلاش خود را داشته باشند. گاهی اوقات میتوانند ناشی باشند. فقط باید تابلوی “احتیاط! تحت آموزش” خود را بالا نگه دارند.
در عمل: وقتی کودکتان کار کلافهکنندهای انجام میدهد، پیش از هر واکنشی مکث کنید. از خودتان بپرسید:” کودکم تلاش میکند چه نیازی را برآورده سازد؟” بعد به جای رفتار، نیاز او را مخاطب قرار دهید:”میتونم ببینم آشفته شدی. بیا این را با هم درست کنیم.”
انگیزه: ما فرض نمیکنیم که همکار شما از روی عمد، پروژهای را نابود میکند، با این حال زود باور میکنیم که بچههایمان در یک جنگ روانی هماهنگ، برعلیه ما هستند. کودک شما نابغهی جنایتکاری نیست که مرگ شما را برنامهریزی کرده باشد. آنها فقط خسته و گرسنه؛ یا در تقلا برای ارتباط با شما هستند. سریعترین راه برای تبدیل یک بچهی خوب به یک بچهی بد، رفتاری شبیه چیزی که خودشان انجام میدهند، است.
-
با هم خندیدن
قانون: سهیم شدن شادی، روابط عاطفی ایجاد میکند که موجب تابآوری در چالشهای زندگی میشود.
در عمل: شبها با خانواده فیلمهای کمدی تماشا کنید. داستانهای خندهدار تعریف کنید. بازیهای مضحک انجام دهید. جوکهای خودمانی تعریف کنید. وقتی اشتباه میکنید، به خودتان بخندید. صورتتان را به شکلهای مسخره دربیاورید، جوکهای بیمزه بگویید، و لحظههای مسخره را در خانواده تجلیل کنید.
انگیزه: بیشتر خانوادهها اکثر زمان خود را به هماهنگی برای برنامهریزیها میگذرانند تا خلق خاطرهها. خانوادههای متوسط کمتر از 20 دقیقه در هفته با صدای بلند میخندند و ما هنوز تعجب میکنیم چرا همهی مردم حس جداشدگی دارند. اگر خانوادهی شما در چند روز گذشته، یک خندهی درست و حسابی با هم نداشته است، فرهنگ خانوادگیتان در موقعیتی بحرانی است.
-
بهبود سریع چالشها
قانون: چالش اجتنابناپذیر است، اما قطع ارتباط طولانی یک انتخاب است.
در عمل: اولین نفری باشید که عذرخواهی میکنید، به ویژه اگر والد هستید. بگویید چه چیزی نادرست پیش رفته است. مسئولیت سهم خود را بپذیرید. بپرسید چه چیزی میتوانست کمک کند. با ارتباط فیزیکی مسئله را تمام کنید. یک آغوش، یک کوبیدن کف دستها به هم، یا زدن مشت بر مشت یکدیگر، سیستم عصبی همه را دوباره تنظیم میکند.
انگیزه: در سکوت رفتار کردن “به بچهها درسی یاد نمیدهد.” . همینطور فریاد زدن یا تهدید کردن. این کارها به آنها میآموزد که عشق چیزی شرطی است. هر ساعتی که بین شما و کودکتان با تنش حل نشدهای سپری شود، مغز آنها به شیوهای سیمکشی میشود که انتظار شرطی شدن پذیرش را در روابط آیندهی خود داشته باشند. غرور شما ارزش هزینههای درمانی که آنها در آینده میپردازند، ندارد.
-
نزدیک هم ماندن
قانون: کودکان در هر سنی تمایل به ارتباط با والدین خود دارند.
در عمل: مراسمی روزانه برای ارتباط خلق کنید: داستانهای هنگام خواب، نوازشهای صبحگاه، بررسیهای بعد از مدرسه. شب کنار تختشان 5 دقیقه بنشینید. اگر میتوانید آنها را به مدرسه برسانید. راههایی کوچک برای ارتباط در طول روز پیدا کنید که نشان دهد به آنها فکر میکنید.
انگیزه: فشار کودکتان برای استقلال، نقابی دروغین است. پشت این کار، کودکی است که با ناامیدی منتظر است شما اقدام او را باور نکنید. در حالیکه شما “استقلال” او را با کوتاه آمدن خودتان احترام میگذارید، آنها این فاصلهی شما را به عنوان روگردانی تعبیر میکنند. کودکانتان به شما بیشتر نیاز دارند، نه کمتر. آنها فقط وقتی بزرگتر میشوند، به شیوهای متفاوت از شما نیاز دارند. آنها میخواهند شما بیشتر به عنوان حمایتگر با آنها مرتبط شوید و نه به عنوان یک کنترلگر.
-
کامل گوش کردن
قانون: کامل شنیده شدن، امنیت ایجاد میکند و اعتماد میسازد.
در عمل: وقتی کودکتان صحبت میکند، گوشیتان را زمین بگذارید. تماس چشمی برقرار کنید. سوالهای تکمیلی بپرسید. آنچه را شنیدهاید، انعکاس دهید. ناگهان به راهحل دادن یا سخنرانی کردن نجهید. گاهی بگویید:”در این مورد بیشتر برام بگو!”
انگیزه: اگر زمان استفاده از گوشیتان بیشتر از دقایقی است که با کودکتان تماس چشمی برقرار میکنید، شما در حال محول کردن مهمترین رابطهای که آنها الان دارند به فرد دیگر یا چیز دیگری هستید. کودک شما هیچ چیزی از ایمیلهای “مهم” شما یا ریلزهای ایستاگرام صفحهتان به یاد نخواهد داشت، ولی هرگز زمانهایی را فراموش نخواهد کرد که شما تلفنتان را به داستانهای او ترجیح دادید.
-
خلق آیینهای معنادار
قانون: مراسم خانوادگی در جهان غیرقابل پیشبینی، ثبات و هویت خلق میکنند.
در عمل: نشستهای شبانه هفتگی، جشنهای فصلی، آیین تولد یا شام تعطیلات ایجاد کنید. نیازی نیست این مراسم خیلی مفصل باشند، استمرار آنها بیش از مفصل بودنشان اهمیت دارد. حتی آیینهای ساده مثل صبحانه خاص روز تعطیل، تکیهگاهی برای تعلق خاطر به وجود میآورند.
انگیزه: در فرهنگی که کودکان هویت خود را با صفحه نمایشها و همسالان خود میسازند، آیینهای خانوادگی برای حس ارزش خود کودکان شما میجنگند. بدون این تجربههای مشترک، خانواده شما کمتر از هماتاقیهایی خواهند بود که به ندرت وایفای را با هم به اشتراک میگذارند. آیینهایی که امروز برای خلق آنها غفلت میکنید، خاطراتی هستند که فردا کودکان شما آنها را ندارند.
-
داشتن گفتوگوهای دشوار
قانون: کودکان نیاز به والدینی دارند که به اندازهی کافی شجاع باشند تا در مورد موضوعات دشوار گفتوگو کنند.
در عمل: فضایی خلق کنید که در آن هیچ پرسشی ممنوع نباشد. در مورد بدن، روابط، ناامیدیها و ترسها با روشهایی به مقتضای سن کودک صحبت کنید. منتظر “لحظهی ناب” نمانید. از فرصتهای روز استفاده کنید تا در مورد موضوعات مهم به طور خلاصه و طبیعی گفتوگو کنید.
انگیزه: ناراحتی شما از گفتوگوهای دشوار سبب نمیشود که آنها بیاهمیت شوند. برعکس باعث میشود ضروریتر شوند. وقتی شما با فرزتدانتان از گفتوگوهایی دشوار دوری میکنید، جای شما را گوگل، یوتیوب، یا بچههای دیگر در سرویس مدرسه با اطلاعات نامناسب پر میکنند. اگر شما این گفتوگوها را نداشته باشید، شخصی دیگر – یا چیز دیگری – این کار را خواهد کرد و شما احتمالاً آموزش آنها را دوست نخواهید داشت.
- نویسنده : دکتر جاستین کولسون
- ترجمه : فرح عباسی سیر



